أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 70

كنوز المعزمين ( فارسى )

و آن را بر عزائم [ عزايم ] به وزن عجائب [ عجايب ] « 1 » جمع مىبندند ، در اصل لغت عربى بمعنى قصد و ارادهء جازم مؤكّد است و در اصطلاح علوم غريبه كلمات و اورادى را گويند مشتمل بر تعبيرات مخصوص مقرون بسوگندان و تأكيد و اصرار و الحاح كه آن را براى ايجاد امرى عجيب

--> و ( مراجعه ) با ( مراجعت ) در معنى و مورد استعمال فرق دارد مثلا مىگوييم « فلان كس بطبيب مراجعه و از مطبّ به منزل مراجعت كرد » يا مىگوييم « از فلان عبارت اين معنى اراده شده است » و نمىگوييم ( ارادت شده است ) - و مىگوييم « فلان كس از ارادتمندان شماست » يعنى بشما محبّت دارد و اگر بگوييم ( از ارادت‌مندان شماست ) مقصود فهميده نمىشود و آن را غلط ميدانند . امّا در قديم هر دو معنى عزيمه بيك شكل يعنى بتاء كشيده گفته و نوشته ميشده چنان كه سعدى عزيمهء بمعنى افسون را نيز در شعر گلستان به صورت عزيمت با تاء كشيده آورده است « نه عزيمت اثر كند نه علاج » . ( 1 ) اينجا نيز نكته‌يى راجع بتصرّف فارسيان در لغات عربى است از قبيل مائل و زائل و شمائل و دلائل و عجائب و امثال آن كه همزه در فارسى مبدّل بياء مىشود [ مايل ، زايل ، شمايل . . . الخ ] ، و اين قاعده را نيز قدما در تلفّظ و كتابت كاملا مراعات مىكرده‌اند - امّا نكتهء قابل توجه اين است كه شكل همزه كه در رسم الخطّ قديم اين نوع كلمات در فارسى ديده مىشود در حقيقت همزه نيست و آهنگ تلفّظ همزهء عربى را نداشته بلكه ياء كوچك ابتر است كه بسبب كثرت استعمال دنبالهء آن را در كتابت حذف مىكردند و اين علامت را كه مشتبه با همزهء عربى شده است براى كثرت توضيح آهنگ تلفّظ ياء مىگذاردند و در بسيارى از نوشته‌هاى قديم اين علامت با دو نقطهء زير دندانهء ياء هر دو موجود است [ مايل ، زايل ] و بالجمله شكل همزه كه در اين كلمات ديده مىشود در عربى حقيقة حرف همزه و داراى مخرج همزه است ، امّا در فارسى به صورت همزه و در حقيقت ياء دنبال بريده است براى نشان دادن تلفظ ياء . و همين علامت است كه روى هاء غير ملفوظ در حالت وصف و اضافه ، و همچنين روى ياء در كلمات فارسى از قبيل آئين و پائين و دانائى و بينائى و امثال آن ميگذاشته و در اثر غفلت احداث مشتبه بهمزهء عربى شده است [ رجوع شود بحواشى نگارنده بر كتاب التفهيم و مقالهء فاضلانهء حضرت استاد معظم آقاى بهمنيار دام بقاؤه در مجلّهء فرهنگستان ]